قهرمان ميرزا عين السلطنه

5918

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نيست و هيچ اميدوارى براى بعد . رعيت به كلى بىپا شده ، حشم تمام شده . هركس ده‌دار است عزادار است . امروز چشم ما به شكوفهء بادام و زردآلو افتاد . قشون انگليسى آخرين دستهء قشون انگليس از منجيل وارد شهر شد ، به واسطهء كثرت آب عجالتا توقف دارند . رژيمان يورك شاير است با فوج كارگر هندى . واقعا از ديدن قشون انگليس انسان لذت مىبرد . همه جوان ، همه توانا ، بلندقد ، زيبا ، با لباس و لوازم سفر بسيار ممتاز كه از آن بهتر ممكن نيست . انگليسها بروند يك جماعت كثيرى هم بىنان مىشوند . پنجاه نفر سوار گايد ملكهء ويكتوريا در طهران ، پنجاه در همدان ، پنجاه يا بيشتر در كرمانشاهان توقف مىكنند . چقدر اينها اسباب داشتند . هرقدر مىبرند و هرقدر مىفروشند ، قزاقخانه مىدهند باز انبارها پر است . اقلا اينها ده هزار پالتو ماهوت و بارانى فروختند باز مقدار زيادى بردند . تمام اهالى از كهنهء آنها نو شده‌اند . كارخانهء چراغ برق آنها را هم بلديهء طهران خريد . انسان از وضع تشكيلات نظامى اينها مبهوت مىماند . تحسين جرايد از سيد ضياء چند نمره روزنامه از طهران رسيده بود خواندم . سرتاپاى روزنامه ستايش از رئيس الوزرا است . مىنويسد الغاى قرارداد ايران و انگليس را كه خوش‌بين‌ترين مردم محال مىدانست و فقط راضى بودند تجديدنظرى در مواد آن شود يا اقلا كم يا زياد مدتى براى آن تعيين نمايند به كلى رئيس جدى محبوب دولت ما برهم زد . آوردن مستشاران را كه به غير از انگلستان ممتنع مىدانستيم به اين ترتيب مقرر داشت : براى ژاندارمرى يك نايب سرهنگ بيست و چهار صاحب‌منصب ديگر از سوئد خواسته شد . فعاليت يالمارسن كه فقط يك نفر سلطان بود و بعد به درجهء ماژرى رسيد برما پوشيده نيست . اينك كه يك صاحب‌منصب عالىمرتبه به درجهء نايب سرهنگى بيايد خواهيم ديد كه چه‌ها خواهد كرد . براى فلاحت و زراعت يازده‌نفر از امريكا خواسته شده است . براى ماليه يك مستشار عالىمرتبه با هرقدر اجزاء لازم شود از انگلستان كه درجهء عقل و درايت آنها در امر ماليات و ماليه بر همه‌كس آشكار است . براى عدليه بيست نفر از فرانسه . اما هيچ اسمى از مستشاران نظامى نبرده بود .